سبد خرید
0

سبد خرید شما خالی است.

حساب کاربری

یا

حداقل 8 کاراکتر

گزارش نادرستی مشخصات

کتاب راهنمای مردن با گیاهان دارویی اثر عطیه عطارزاده نشر چشمه

شناسه محصول : 257880 دسته :

44,000 تومان

آیا قیمت مناسب‌تری سراغ دارید؟
بلیخیر
موجود است
آماده ارسال
تضمین بهترین قیمت
ضمانت اصل بودن
تحویل اکسپرس
بسته بندی زیبا
نقد و بررسی اجمالی

کتاب راهنمای مردن با گیاهان دارویی اثر عطیه عطارزاده نشر چشمه

 مادر می گوید خیال بزرگ ترین موهبت هر انسانی است. آن بیرون آدم ها عاشق می شوند، اما عشق شان می گذارد می رود. ثروتمند می شوند اما ثروت شان یک شبه به باد می رود. آدم ها یکدیگر را به توهم ساختن جهانی بهتر می کشند، اما جهان به هیچ وجه بهتر نمی شود. در جهان خیال اما می توان صاحب ابدی همه چیز شد. می توان هر چیزی را به دلخواه ساخت. در جهان خیال هر انتخاب امکانی دیگر را منتفی نمی کند. اینجا جهان بدون مرز و دود و خون و تلخی است. می توان همه چیز را یک جا داشت.

در خون آدم ها، چیزهایى هست که هیچ جوره نمى شود ازشان گذشت. این حقیقت محض است که آدم ها تمام نمى شوند و با خون شان ادامه مى یابند. این را مى شود از رمان ها هم فهمید، مثلا برادران کارامازوف که مادر مى گوید بهترین نمونه و رمان وراثتى است، یعنى رمانى که حول محور روابط خونى شکل مى گیرد. اگر این حرف درست باشد، حالا که م این جا نشسته ام و به خرت خرت صندلى و صداى افتادن زالوها بر زمین گوش مى دهم، مادر در تن من ادامه دارد.
هروقت گرفتار افکار دردناکى مى شوم که مثلا چرا بورخس نیستم و تا کى باید عمرم را صرف جدا کردن برگ رازقى از ساقه و کوبیدن گل زر هاون کنم، یاد این حرف مادر مى افتم که اگر یاد بگیرم معناى همین کارهاى کوچک را بفهمم، زندگى حقیقى یا همان چیزى که روحِ سارى در جهان مى نامدش، درونم به راه مى افتد. دیگر مهم نیست بورخس باشم یا نباشم. حتا اگر ساعت ها بى حرکت گوشه اى بنشینم، در بودنم روى زمین و حتا کوبیدنِ رازقى در هاون، در روحى شریکم که بورخس هم بخشى از آن است و آن وقت، من بورخسم.
در طول هفده سال زندگی‌ام در خانه دروازه‌ دولت دوبار از آن خارج می‌شوم. اولین‌بار شش‌ساله‌ام. برف سبکی باریده و زمین لغزنده است. به‌محض شنیدن جیرجیر در آهنی، ترس و سوزشی خفیف به گلویم حمله می‌کند. دست مادر را محکم فشار می‌دهم و به‌آرامی در وهمی تاریک و ناشناس قدم می‌گذارم که مجموعه‌ای است از بوها و صداها. باید در تاریکی مراقب جلوِ پاهایم باشم. بعد از هر قدم چند ثانیه‌ای مکث می‌کنم، به صداهای دوروبر گوش می‌دهم و از اتصالم با مادر و زمین که مطمئن می‌شوم قدم بعدی را برمی‌دارم. قرن‌ها طول می‌کشد تا از کوچه خارج شویم و به خیابان اصلی برسیم که صدای کشیده شدن چرخ اتومبیل می‌دهد. کمی آن‌جا می‌ایستیم و بعد می‌پیچیم چپ. می‌رویم تا به پل چوبی می‌رسیم و صدای اره و بوی چوب. همان جاست که معلق شدن اتفاق می‌افتد. در لحظه‌ای که تا ابد روی ذهنم حک می‌شود، عبور چیزی حجیم را سمت چپم حس می‌کنم که بوی تند بنزین و صدایی مهیب می‌دهد. ناگهان در تاریکی معلق می‌شوم. معلق شدن احساس مدوری است پُر از تیغ تیز و همیشه با سکوتی عمیق همراه است. آن روز زمین برای اولین‌بار زیر پایم می‌لغزد و من با صورت زمین می‌خورم.

دوازده ساله‌ام که به این موجود کوچک برمی‌خورم. گوش راستم چند روزی به شدت وزوز می‌کند، دیگر به سختی صداها را می‌شنوم. زالوها را سید برای‌مان می‌آورد. مادر آن‌ها را می‌ریزد در ظرفی شیشه‌ای که تا نیمه آب دارد و پوششی از کیسه‌ای پر از سوراخ‌ ریز. برایم توضیح می‌دهد که کرم‌های کوچک را پشت گوشم می‌گذارد تا به تدریج خونم را بمکند و فشار اضافی روی رگ‌ها و اعصاب را بردارند. زالوها را با پنس بلند می‌کنند و روی پوست می‌گذارند، وگرنه بلافاصله به انگشت می‌چسبند و دندان‌شان را توی پوست فرو می‌کنند.

آن روز مادر سه زالو پشت گوش چپم می‌گذارد که اولش مشمئز کننده‌اند، انگار ناگهان پوست خیارهایی پلاسیده پشت گوش آدم بیفتد. زالوها با سوزشی ریز دندان‌های‌شان را در پوست فرو و شروع به مکیدن می‌کنند. معمولاً بین 60 تا 90 دقیقه خون می‌خورند تا این‌که باد کنند و بیفتند زمین. باید بلافاصله جای مکیده ‌شدن را ضدعفونی‌ کرد و رویش گاز استریل گذاشت تا از خون‌ریزی بیشتر جلوگیری شود.

30 دقیقه که گذشت احساس عجیبی بهم دست می‌دهد، انگار گوشم بی‌حس و سبک شده است و به وضوح با بقیه‌ی بدنم فرق دارد. در این مدت دقت که می‌کنم می‌توانم در تاریکی صدای مکیده شدن خون و جایگزین شدنش با خون تازه را بشنوم و همه‌ی تغییراتی را که در بدنم رخ می‌دهد با جزئیات کامل احساس کنم. در واقع بعد از همین اولین تجربه‌ی زالو انداختن است که می‌توانم با گوش چپم صداهایی را بشنوم که پیش‌تر قادر به شنیدن‌شان نبودم. دیگر این شد عادتم و هر چند وقت یک‌بار به دلایل گوناگون زالو انداخته‌ام و این کار لذت‌بخش‌ترین کار جهان است. به خصوص اگر بتوانم یکی از زالوهای باد کرده را که مادر می‌گذاردشان توی نمک یا الکل بدزدم و زیر پایم له کنم. زالو که بترکد قطعاً خونش خون من است و می‌رود به خورد خاک.

در جهان ما همه چیز حافظه دارد، نه این که فقط ما آدم ها این طور باشیم، نه. مادر مى گوید حتى گیاهى که کنده این و خردش کرده این هم خاطره ى دشت ها و صحراها را با خودش دارد، خاطره ى کسانى را که به دستش گرفته اند و این طرف و آن طرف برده اندش. این طور است که مى گذارم حافظه ى دستانم به کار بیفتد و کارى مى کنم که از هیچ کس بر نمى آید. بله، من مى توانم با چشمان بسته ، تنها با لمس یک گیاه، نامش را بگویم.
نمایش ادامه مطلب
مشخصات کلی
کتاب
نویسنده

نظرات کاربران

لطفا پیش از ارسال نظر، خلاصه قوانین زیر را مطالعه کنید: فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌از‌حدِ معمول، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. نظرات خود را براساس تجربه و استفاده‌ی عملی و با دقت به نکات فنی ارسال کنید؛ بدون تعصب به محصول خاص، مزایا و معایب را بازگو کنید و بهتر است از ارسال نظرات چندکلمه‌‌ای خودداری کنید. بهتر است در نظرات خود از تمرکز روی عناصر متغیر مثل قیمت، پرهیز کنید. به کاربران و سایر اشخاص احترام بگذارید. پیام‌هایی که شامل محتوای توهین‌آمیز و کلمات نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب راهنمای مردن با گیاهان دارویی اثر عطیه عطارزاده نشر چشمه”

دیدگاهها0

  • جدیدترین
  • مفیدترین
  • دیدگاه خریداران

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

پرسش و پاسخ

هیچ پرسشی یافت نشد

    برای ثبت پرسش، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید

    نقد و بررسی
    افزودن به سبد خرید
    مقایسه محصولات

    0 محصول

    مقایسه محصول
    مقایسه محصول
    مقایسه محصول
    مقایسه محصول